طرف میره خونه رشتیه مهمونی ، شب که همه خوابند زن رشتیه پا میشه مهمونه
رو بیدار میکنه میگه بیا منو بکن. طرف میگه : نه شوهرت بیدار میشه میفهمه
! زنه میره بالا سره رشتیه یه بشکن میزنه : میگه دیدی بیدار نشد ، بیا
بکن. طرف میگه : نه بیدار میشه. زنه میره یکی می زنه تو گوش رشتیه و میگه
دیدی بیدار نشد بیا بکن طرف میگه : نه زنه میره تو آشپزخونه یه ماهیتابه
میاره میزنه تو سره رشتیه و میگه دیدی بیدار نشد بیا بک طرف بازم میگه :
نه یه وقت بیدار شه! زنه پامیشه میره تو حیاط ، مرد رشتیه بلند میشه به
دوستش میگه : جون ننت بکنش رفت بیل رو بیاره!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 12:1  توسط من
|
يه روز يه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و ديگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بريزه رو سرش که شنيد زنگ در خونه رو می زنند. تند و سريع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بينه که حاجی براش توسط يکی از شاگردهاش ميوه فرستاده بوده. دوباره ميره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بينه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بينه اينبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بينه حسن آقا کوره ست. بنابراين با خيال راحت همون جور لخت و پتی می ره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خيالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بياد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قديمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بينه که حسن آقا با يه بسته شيرينی اومده بنده خدا. تعارفش می کنه و راه ميافته جلو و از پله ها می ره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عريون ميشينه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. مي گه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! اين طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفيد می شه و جواب می ده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اينم شيرينی اش که آوردم خدمتتون .....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 11:46  توسط من
|
فرزندان بهشتی، مطهری، طالقانی و خمینی عامل فتنه هستند. همسران رجایی، همت و باکری
حامیان فتنه اند. نزدیکان خمینی مثل کروبی و موسوی و هاشمی هم خود فتنه هستند.
نتیجه می گیریم کل انقلاب 57 یک فتنه بر علیه آقای خامنه ای بود!
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 20:38  توسط من
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 14:40  توسط من
|
پست تر تر از آنانی که تن خود را در مقابل پول می فروشند شماهائی بودید که روح خود را در مقابل کیک و ساندیس فروختید...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 19:25  توسط من
|
اگر در عکس دقت کنید ماشین حامل احمدی نژاد شماره ایران 22 داره . یعنی نمره تهران ! مگه تو ایلام ماشین نبوده که از تهران ماشین میارن ایلام ؟ یا این که این ماشینها چیز خاصی داره که باید تو هر سفری باشن ؟
خرج انتقال همین اتوموبیل ها چقدر میشه ؟ آیا با هواپیما هر دفعه این اتوموبیل ها رو انتقال می دن ؟؟
واقعاً جای سوال داره !

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 12:58  توسط من
|
10 سال گذشت . 10 سال پیش دیدمت . یادته عشق من ؟ یادته چطوری ذول می زدم به نگاهت ؟
اره عزیزک دل من 10 سال گذشته . تو رفتی و من موندم . من موندم هنوز تو همون روزای قشنگ . هنوز هر روز تو رو کنار خودم مینشونم و موهات رو شونه می کنم .
تو خوبی گل من ولی من به خوشی عادت نداشتم . گفتم اگه بگم شاید نری . شاید بمونی و بهتر از این باهام بشی .
چقدر می ترسیدم که تو هم باشی یه مشت دروغ.. چه بد شد که تو هم اونی که میگفتی نبودی....
تو رو جون ستاره ها ، نایی ندارم بشکنم اگه نمی خوای بیای گلم ، بگو دلم رو بکنم . تو رو خدا جون گلا نخواه که آب بره از سرم . . .
+ نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 12:7  توسط من
|
موضوع مشخصه ! نمونش که خیلی اعصابم رو خرد کرد اینجاست :
یک اکانت بالاترین
جالب اینجاست که این اکانت رو کسی میفروشه که اواتارش سپاهیه ! و بچه های همون جا هم بهش اعتماد ندارند و دستش می ندازند که جزو برادرهای گم نامه ! عجب . روزگار رو ببین . تازه امتیازش هم 100 هستش . یعنی بالا اولی هست ! یعنی تازه دعوت نامه گرفته ! ای خدا . کلی واسه بالاترین ارزش قائل بودیم و حالا حراج می زنن دعوت نامه های بالاترین رو به قیمت 16 هزارتومان !
کجا هستند اون یوزرهای بالاترینی که وقتی یه لینک رو با موضوع یا تیتر اشتباهی می بینند فوری بهش منفی می دن حتی بدون تذکر به صاحب لینک ، که آره غیرت دارند به بالاترین و نمی خوان که منحرف بشه . انحراف یعنی فروش ! فروش اون چیزی که چند ساله داریم بابتش زحمت می کشیم . یعنی فروش هویت شخصی ! فروش آدم در بالاترین !
چی بگه آدم ....
همش یه درده . یه درد که ..... بعضی ها واسه دعوت نامه های بالاترین له له می زنن و بعضی ها .. اونوقت بالاترین .... کار به کجا رسیده ! فروش اکانت های بالاترین !
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 20:44  توسط من
|
به بهانه نزدیک شدن به ماه پر حادثه خرداد .... یادش بخیر سال پیش همین موقع ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 22:53  توسط من
|
بعد از پست قبلی که عکس های فوق العاده خاطره انگیزی از دوران باشکوه نخست وزیری مهندس موسوی بود و توسط دوستان خیلی اتسقبال شد حالا :
سید محمد خاتمی در دوره دوم نخست وزیری مهندس میرحسین موسوی وزیر ارشاد او
بود.تئاتر شهر و تصویری از همراهی سید محمد خاتمی با میرحسین موسوی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20:8  توسط من
|